الشيخ حسين المظاهري
285
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
( و ضربت عليهم الذّلّه و المسكنه و باءو بغضبٍ من الله ذلك بأنّهم كانوا يكفرون بآيات الله و يقتلون النّبيّن به غير الحقّ ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . ) 239 بر آنها خوارى و بيچارگى مقرّر شد و خشم خدا را بر خود هموار ساختند ، و اين بدان سبب بود كه به آيات خدا كافر شدند و پيامبران را به ناحق كشتند و نافرمانى كردند و تجاوز ورزيدند . حاصل سخن اينكه ، چنين داستانى در قرآن ، بارها باز گفته شده است ، چه داستانى است پند آموز و خواندن چند بارهء اين آيات و ژرف انديشى در آنها فايده مند خواهد بود . خصلتهايى همچون استكبار ، ستيزه جويى ، تعصّب ، ستم پيشگى ، سركشى وتجاوز ، از ويژگيهايى به شمار مى آيند كه انسان را از پذيرش حق ، باز مى دارند ، اگر چه اين حق و ظهور آن ، با معجزاتى شگفت انگيز همراه باشد . مى بينيم كه از ميان بنى اسرائيل ، قارون به موسى ( ع ) ايمان آورد و از قرآن چنين فهميده مىشود كه او در ميان مردم ، فردى دانشور و آبرومند تلقّى مى شده است . ولى آيا ايمان او حقيقى بوده يا از روى نفاق ؟ در اين باره دو وجه يا دو قول مطرح است ، زيرا اين سخن پروردگار كه مى فرمايد : ( انّ قارون كان من قوم موسي فبغي عليهم ) 240 ، " همانا قارون ، از قوم موسى بود كه بر آنها شوريد . " ، ظهور در اين دارد كه قارون مؤمنى سركش بوده است و سركشى او هنگامى رخ مى نمايد كه دستور پرداخت زكات به او داده شد ، و اين سخن پروردگار كه : ( ولقد ارسلنا موسي باياتنا و سلطانٍ مبينٍ . الي فرعون و هامان و قارون فقالوا ساحركذّاب . ) 241 ، " ما موسى را با آيات خود و حجّتى آشكار ، به سوى فرعون و هامان و قارون فرستاديم ، ولى آنها گفتند كه او جادوگرى دروغگوست . " ، ظهور در كفر و نفاق او دارد . و به هر روى ، او از كسانى بود ه كه ثروت ، كُورَش كرده بود ، چنان كه جاه و مقام ، فرعون و هامان را كور كرده بود . هرگاه موسى ، او و همراهانش را مى ديد ، آنها را چنين مورد پند قرار مى داد :